غلامحسين رضانژاد

615

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

نگريسته وشيخ أكبر محيى المعرفة والدّين در فصّ حكمت زكريّاوى گويد : « رأت الحقّ المخلوق في الإعتقادات » يعنى حضرت حقّ در اعتقادات مخلوق كه بصور گوناگون ميباشند ، نگريست ولذا هركس پروردگار خود را برحسب اعتقاد تقليدى يا برهاني ويا شهودي ، بصورتى غير از صور مجعول ديگران مىنگرد ، وبهروجه تسميهء إله مجعول ومتكثّر وبرحسب پندار وتوهّم وخيال وعقل وديد عرفانى وفلسفي وادراك مخلوق ؛ حقّ بوده ورحمت ذاتي الهى در أعيان ثابته پيش از تقاضاى آنها تعلّق گرفت ودر عيني از أعيان بموجب قابليّت واستعداد آن ظهور كرد . بنابراين ، پس از تحقّق آن عين بوجود خارجي ، دريافتهاى أو از حضرت حقّ ، بميزان همان عين ثابت واستعداد وقبول خود ميباشد كه در حضرت علم داشت ؛ سپس اگر تكميل آن در اين نشئه وعالم طبع نيز در قابليّت وتقاضاى وى مندرج بوده است ؛ كوشش وتحصيل در اين نشئه ، شرط تحقّق كمال مزبور خواهد بود ؛ وگرنه ، هرگز سعى وتحصيل در جهت مزبور در اين عالم ونشئه طبيعي ، نصيب وى نخواهد شد ؛ زيرا چيزى كه مورد تقاضاى عبد ، در عين ثابت وى در حضرت علم نبوده ؛ كوشش أو براي تحصيل امر ناخواسته معنى نداشته ومورد تصوّر هم نيست . پس رحمت ذاتي بنفس خود بر أعيان ثابته تعلّق يافته وآنرا با مقتضيات وقابليّات وى ايجاد كرد ، وبظهور عيني وخارجي تحقّق بخشيد وبدين ملاحظه برخى از حكماى الهى ، رحمت رحماني وجودي وايجادى را « حقّ مخلوق به » اصطلاح كرده‌اند وبدين ملاحظه عارف كبير عطّار نيشابورى سروده است : ابلهى ديد ، كافرى قتّال * كرد از خير أو ، ز پير سوآل پير گفتا در أو ، دو خير نهان * كه نبىّ وولىّ ، ندارد آن قاتلش ، غازي است ، در ره دين * باز ، مقتول أو ، شهيد گزين نظر پاك ، اين چنين بيند * نازنين ، جمله ، نازنين بيند يكى از محقّقان عقيدة دارد كه نخستين ظهور اسم أعظم در مظاهر ؛ مقام رحمانيّت ورحيميّت ذاتي است كه هردو از أسماء جمالى حقّ بوده وشامل كلّ أسماء الهى ميباشند ؛ وبهمين دليل رحمت خداوند بر غضب أو سبقت داشته وبعد از ايندو اسم ، أسماء ديگر از جمالى وجلالي پديدار گرديده والبتّه هريك از آنها نيز برحسب مقامات ومراتب خود ظهور يافته‌اند . مراد اين محقّق از اسم أعظم ، اللّه است كه مستجمع كلّ أسماء وصفات بوده ودر جميع مظاهر وآيات ظهور دارد ، وهيچ اسمى از أسماء الهى وصفات